ما سخت‌جان‌ترین پزشکان هستیم

پرونده

مهین رمضانی | روزنامه‌نگار

قدردان معلمانم هستم
دکتر «سبزی» در سال 1344 در کرمانشاه به دنیا آمده است. او در ابتدای صحبت درباره دوران کودکی‌اش چنین می‌گوید: «در کرمانشاه به دنیا آمدم و در مدرسه توکلی درس خواندم. آقای فاضلی، خانم سلطانی و آقای کرجی از معلمان خوب من بودند که محبت‌شان را فراموش نمی‌کنم. یکی از معلم‌هایم یعنی آقای کرجی را خودم در 80 سالگی‌اش عمل کردم. در دوره راهنمایی با کتاب خواندن انس گرفتم و در کانون پرورش فکری ثبت‌نام کردم. دبیر شیمی دبیرستانم، آقای عزتی من را به ادامه تحصیل در رشته پزشکی تشویق کرد. سال آخر دبیرستان بازیگوشی را کنار گذاشتم و آن‌قدر درس خواندم که بدون شرکت در کلاس کنکور و معلم خصوصی با رتبه 72 به دانشگاه راه پیدا کردم. آن زمان درس خواندن برای ما سخت بود چراکه به دلیل بمباران کشورمان توسط متجاوزان عراقی، مدام مدرسه‌ها تعطیل می‌شد و من با دوستانم برای کمک به مجروحان به بیمارستان می‌رفتیم. طبیعتا از آن زمان با محیط بیمارستان آشنا شدم.»
 
 
هم به جراحی علاقه داشتم هم چشم‌پزشکی
او که دوره پزشکی عمومی را در تهران گذرانده، برای انتخاب رشته تخصصی دچار مشکل و تردیدهایی می‌شود. خودش در این باره می‌گوید: «آن زمان به تشویق دکتر مددی(ارتوپد)، به جراحی علاقه‌مند شدم و به چشم پزشکی هم علاقه داشتم به طوری که یکی از کتاب‌های چشم‌پزشکی را حفظ کرده بودم. یکی از متخصصان چشم پزشک به  من پیشنهاد داد به تهران بروم و این رشته را در کنار او ادامه دهم چون من رتبه خوبی در کنکور کسب کرده بودم، می‌توانستم در هر رشته و هر دانشگاهی که بخواهم ادامه تحصیل دهم اما در تهران به من گفتند شما می‌توانی به هر رشته‌ای بروی جز چشم‌پزشکی! پیگیری‌هایم از طریق رئیس دانشگاه به نتیجه نرسید، من نمی‌دانستم باید چه کاری انجام دهم بنابراین از ادامه تحصیل در تهران منصرف شدم.»
 
همه نوع عملی کردم ازدرمان شکستگی تا جراحی قلب
پروفسور سبزی برای ادامه تحصیل در رشته جراحی عمومی دانشگاه جندی شاپور مشغول تحصیل می‌شود و به اتفاق 15 نفر دیگر شروع به کار می‌کند. این دوران برایش تجربه‌های زیادی به همراه داشته است. او در همین باره می‌گوید: «از آن زمان خاطرات خوبی دارم و موفقیت خودم را در رشته جراحی مدیون مردم خوزستانم. بعد از اتمام جراحی عمومی به کرمانشاه آمدم و از طرف دانشگاه به شهر کنگاور در استان کرمانشاه فرستاده شدم. آن زمان یادم هست که بخش جراحی بیمارستان غیرفعال بود. من آن‌جا همه نوع جراحی انجام می‌دادم. اولین عمل جراحی سرطان را انجام دادم، همه نوع عملی می کردم، از درمان شکستگی تا عمل سزارین، قلب و ... .»

 

روزی که از شب تا صبح عمل جراحی انجام دادم
در ادامه گفت‌و‌گو می‌خواهم که آقای دکتر برای ما از خاطرات شیرین و البته گاهی هم تلخ‌شان در این حرفه بگویند. پروفسور سبزی می‌گوید: «یک روز در یکی از روستاهای کنگاور بین دو طایفه دعوا شده بود و تعداد زیادی از هر دو طرف با زخم‌های سنگین مانند پارگی طحال، تاندون و ... به بیمارستان مراجعه کردند. آن شب مجبور شدم تا صبح، پشت سر هم عمل جراحی انجام دهم و جراحت‌ها را درمان کنم. خاطره دیگرم مربوط به جوان 20 ساله‌ای است که بر اثر نزاع، دچار جراحت سمت چپ قفسه سینه شده‌ بود و با بخیه، جراحت را ترمیم کردم. در ظاهر، مریض مشکلی نداشت و باید برگه ترخیص او را از بیمارستان تایید می‌کردم تا به خانه‌اش برود اما شک کردم شاید قلبش هم دچار جراحت شده باشد. به همین دلیل او را به اتاق عمل منتقل کردیم و به محض این‌که قفسه سینه را باز کردم، خون فوران  کرد. همان لحظه من با انگشت جلوی خون ریزی را گرفتم و بخیه زدم. در واقع خون در محل جراحت لخته شده بود و اگرمریض با این وضعیت مرخص می‌شد، با یک عطسه و سرفه لخته پاره و مریض دچار خون ریزی و شوک می‌شد و فوت می‌کرد.»
 
بیماری را نجات دادم که گواهی فوتش صادر شده بود
رکورددار بیشترین و موفق‌ترین عمل  های جراحی قلب در سال، خاطرات تلخی هم دارد که چند نمونه‌اش را برای ما تعریف می‌کند: «مرد 55 ساله‌ای که از اقوام همکاران اتاق عمل من بود و عمل عروق کرونر را برایش انجام دادم، در لحظه‌های آخر دچار ایست قلبی شد. شروع به ماساژ دادن قلبش کردم و 45 دقیقه با همراهی همکارانم بی‌وقفه قلبش را ماساژ دادیم به طوری که پزشک بیهوشی خسته شد و گواهی فوت بیمار را نوشت و از اتاق بیرون رفت اما من همچنان کارم را ادامه دادم تا بعد از 10 دقیقه ضربان کوچکی روی دستگاه ثبت شد و کم‌‌کم قوت گرفت. مریض با کمک دستگاه و دارو احیا و بعد از یک ماه از بیمارستان مرخص شد. در جراحی قلب مایوس شدن و از مریض دست کشیدن معنا ندارد و باید با وجود نداشتن علایم حیاتی کارتان را ادامه دهید به امید این‌که بیمار حیاتش را دوباره بازیابد.»
 
درآمد شغل‌مان 
به نسبت سختی کار
 کم است 
از پروفسور سبزی درباره سختی‌های حرفه‌اش می‌پرسم و این‌که آیا از درآمد شغلش راضی است یا خیر که این‌گونه پاسخ می‌دهد: «جراحی قلب بسیار سخت است و اگر یک بخیه میلی‌متری جا‌به‌جا شود، باعث مرگ بیمار می‌شود. بدون تعارف بگویم جراحان قلب جزو سخت‌جان‌ترین پزشکان هستند. گاهی ممکن است 6 تا 7 ساعت سر پا باشند، به دلیل وضعیت بیماران بسیاری از شب‌ها بیدارند و برخلاف بقیه رشته‌ها که جراحی راحت و درآمد خوبی دارند، درآمدشان به نسبت سختی کار کم است. بنابراین و بالطبع اقبال دانشجویان به این رشته در آینده کم می‌شود و به همین دلیل معتقدم در سال‌های آینده این رشته هم مثل یوزپلنگ ایرانی کمیاب می‌شود و حتی اگر مسئولان فکری به حال این رشته نکنند، این رشته منقرض خواهد شد.»
 
قلب بیمار که نتپد، قلب من فشرده می‌شود
از دکتر می‌پرسم با این همه سال تجربه، احتمالا باید چشم بسته بیمارها را عمل کنید که می‌خندد و می‌گوید: «چشم بسته که نمی‌شود اما دیگر حفظ شدم.» از او درباره احساسش زمانی که قلب یک انسان را برای عمل می‌شکافد، سوال می‌کنم که می‌گوید: «هر سینه‌ای را می‌شکافم و به قلبش دست می‌زنم، دوست دارم این قلب تپش منظم پیدا کند و هر وقت دیر شروع به تپش می‌کند، قلب من هم فشرده می‌شود. قلب من با قلب بیماران می‌تپد. ناراحتی یا خشنودی ما به بیماران وابسته است. اگر بیمار خوشحال باشد، ما هم خوشحالیم و برعکس، این رابطه بین قلب من و بیمار در تمام مدتی که در اتاق عمل هستیم، وجود دارد.»
 
ساخت دریچه میترال را برای اولین بار در دنیا انجام دادم 
نوشتن مقاله، ترجمه و تالیف چند کتاب از جمله کارهایی است که دکتر سبزی با علاقه انجام داده است، کتاب هایی درباره جراحی عروق کرونر، اولین کتاب پزشکی قانونی و چند کتاب درخصوص بیماری‌های مادرزادی، درمان خون ریزی و ... . 20 مقاله بین‌المللی و دو اختراع مربوط به دریچه‌های قلب که در حال ثبت است، از دیگر فعالیت‌های شاخص پروفسور محسوب می‌شود. همچنین او برای اولین بار در دنیا طراحی و ساخت دریچه میترال با بافت پریکارد خود بیمار را انجام داده و در این باره می‌گوید: «در تمام دنیا چنین چیزی که دریچه میترال تمام پریکاردی را در حین عمل از پریکارد بیمار تهیه کنند، انجام نشده است. در ضمن ما این دستاورد را در یک ژورنال آمریکایی چاپ کردیم.»

 

فیلم‌های فضای مجازی از اتاق‌عمل 
را باور نکنید
از او درباره فیلم‌هایی که در فضای‌مجازی دیده‌ام که بعضی از جراحان در اتاق عمل، تلویزیون و مسابقه فوتبال یا ... نگاه می‌کنند، می‌پرسم اما گویا پروفسور اصلا چنین چیزی را امکان‌پذیر نمی‌داند. او می‌گوید: «من حین جراحی آن‌قدر تمرکز می کنم که حتی گاهی اسم لوازم اتاق عمل را فراموش می‌کنم. چنین چیزی که شما گفتید(تماشای مسابقه فوتبال یا ...) اصلا ممکن نیست. قلب عضو حساسی است و همه قسمت‌های آن مهم است. رگ‌ها باریک است و ما با عروق میلی‌متری سروکار داریم و علاوه بر سرعت، دقت و ظرافت لازم است که کار را بسیار سخت می‌کند. صرف نظر از اندازه کوچک رگ‌ها، کار دریچه قلب هم حساس است، یک بخیه میلی‌متری که نابه‌جا زده ‌شود، سیستم هدایت قلب را مختل می‌کند. ساعت‌های طولانی عمل، سخت است. تازه اگر به مشکل بربخوریم، باید ساعت بیشتری هم در اتاق عمل باشیم. کار جراحی قلب جزو مشاغل سخت است و بعد از عمل هم هر زمان مریض کوچک‌ترین مشکلی داشته باشد با ما تماس می‌گیرند و ما باید در هر شرایطی، همیشه و همه جا پاسخگو باشیم.»
 
پیوند قلب را در برنامه کاری‌ام دارم
جراحی پیوند قلب و همچنین استفاده از قلب مصنوعی از جمله مسائلی است که دوست داشتم همیشه از یک متخصص بپرسم،حال  چه فردی بهتر از پروفسور سبزی برای پاسخ دادن به این سوال: «انجام جراحی پیوند قلب را در برنامه بیمارستان داریم اما هنوز انجام نداده‌ایم. با شروع کرونا این پروژه تعلیق شده است و منتظر کنترل بیماری کرونا هستیم. قلب مصنوعی هم بر اساس پمپ هیدرولیک طراحی شده و در آن نیرو توسط مایع از نقطه‌ای به نقطه دیگر و همچنین خون به گردش ریوی یا سیستمیک منتقل می‌شود. این پمپ دارای باتری است که بدون باتری خارجی 40 دقیقه کار می‌کند و باتری خارجی باتری داخلی را شارژ می‌کند. قلب مصنوعی از تیتانیوم است. وقتی قلب بیمار به هیچ روش درمانی پاسخ ندهد ما قلب مصنوعی را جایگزین می‌کنیم که مریض تا فاصله زمانی دریافت پیوند مناسب زنده بماند. در نارسایی‌های شدید کیفیت زندگی با قلب مصنوعی بهتر می‌شود و بیمار می‌تواند فعالیت فیزیکی داشته باشد ولی نیاز به مراقبت زیادی دارد.
 
جراحی کردن به دقت، تمرکز و توان زیادی نیاز دارد
به نظر پروفسور سبزی، جراحی در رشته قلب و عروق نیاز به دقت، توان، قدرت و همت زیادی دارد و چه بسا عمل‌های ظریف در این حوزه، ساعت‌ها طول می‌کشد. او می‌افزاید: «در این رشته به دقت، تمرکز وتوان زیادی نیاز است. ممکن است مریض مشکل پیدا کند، طوری که همه فکر کنند از دنیا رفته است اما من باید کارم را ادامه بدهم. نباید خسته و ناامید شوم. در بسیاری از رشته‌ها که شاید شما هم شنیده باشید، دستیاران جراحی، عمل‌ها را انجام می‌دهند یا حداقل بخشی از آن را به عهده می‌گیرند در حالی که در رشته قلب چنین نیست. با همه این توصیف‌ها، متاسفانه سیاست وزارتخانه به نفع جراحی قلب نیست و من به عنوان جراح، آینده خوبی برای آن متصور نیستم. به عنوان مثال، بعضی عمل‌ها در بعضی حوزه‌های دیگر، 5 دقیقه طول می‌کشد و آن افراد با انجام جراحی سبک تر از جراح قلب که کارش ساعت‌ها طول می‌کشد و حساسیت و استرس زیادی دارد، در آمد  بیشتری دارند که از انصاف به دور است.»

24 آبان, 1399 10:44