خاطرات کاوشگری که 5 ماه به تنهایی در دوردست‌ترین نقطه جهان زندگی کرد!

پرونده

نرگس عزیزی | روزنامه‌نگار

 

 

ریچارد برد که بود؟
این کاوشگر قطب در سال 1888 به دنیا آمد. اولین سفر اکتشافی او در سال 1926 به قطب شمال بود که همراه با یک نفر دیگر و با پرواز بر فراز مناطقی از قطب شمال انجام شد. این پرواز حاشیه‌های زیادی داشت و برخی درباره جزئیات سفر، ادعاهای برد را رد کرده‌اند. دو سال بعد از این پرواز پرحاشیه، برد سفرهای اکتشافی خود در قطب جنوب را آغاز کرد. در مرحله اول به مدت دو سال برد در قطب جنوب در سفرهای اکتشافی مشارکت داشت. سفرهایی که البته افتخارات زیادی برای او به همراه داشت و باعث ارتقای او در نیروی‌دریایی آمریکا شد. مرحله دوم سفرهای اکتشافی او اواخر سال 1933 آغاز شد. مهم‌ترین و معروف‌ترین سفر برد در همین دوره انجام شد؛ سفری که باعث شد او تا پای مرگ پیش برود.
 
 
سفری از هر نظر استثنایی
در سال 1934، برد حدود پنج ماه از سردترین روزهای سال را تنها در یک ایستگاه هواشناسی در قطب جنوب گذراند. فاصله این ایستگاه تا پایگاه اصلی 196 کیلومتر بود و رفت و آمد به آن در همه فصول سال امکان‌پذیر نبود. در نتیجه در ماه مارس(آغاز پاییز در نیمه جنوبی زمین) برد با کمک سورتمه و تراکتور وسایل خود را به ایستگاه هواشناسی رساند. از 12 آوریل برد در این ایستگاه دیگر تنهای تنها بود. آن هم در شرایطی که به دلیل وضعیت آب‌و‌هوا می‌دانست تا چند ماه هیچ کسی را نخواهد دید. اما برد در این سفر چه چیزهایی را با خود برده بود؟
 
تجهیزات لازم برای 5 ماه تنهایی
جایی که قرار بود «برد» چند ماهی زندگی کند، یک ایستگاه هواشناسی بود. در نتیجه امکانات اولیه در آن جا از قبل وجود داشت اما برد که می‌دانست برای چند ماه قرار است به تنهایی زندگی کند، وسایلی را با خود به همراه برد. او تعداد قابل توجهی کتاب و در کنار آن یک دستگاه پخش موسیقی کوکی هم به همراه داشت که با آن می‌توانست موسیقی کلاسیک گوش کند. برای غذا در سفرهای اکتشافی به قطب جنوب تکیه اصلی بر غذاهای خشک و کنسروی بود. البته وقتی حرف از غذاهای خشک ‌زده می‌شود، ذهن خود را محدود به مواردی چون نان یا بیسکویت نکنید چراکه بخش قابل توجهی از رژیم غذایی جست و جوگران در این سفرها را گوشت دودی و خشک تشکیل می‌داده است. این ایستگاه ژنراتور کوچکی برای تولید برق داشت. استفاده اصلی برق برای تجهیزات رادیویی بود. گرمایش ایستگاه بر عهده اجاقی بود که هم برای تولید گرما و هم آماده کردن غذا از آن استفاده می شد.

 

تنها در اتاقی
 10 متری
مکانی که برد این پنج ماه را در آن گذراند، یک ایستگاه هواشناسی به نام Bolling Advanced Base  بود. این ایستگاه شامل یک اتاق و دو تونل بود. این پایگاه در زیرِ زمین ساخته شده بود و هیچ پنجره‌ای نداشت. اندازه تقریبی اتاق حدود 2.5 متر در 4 متر بود و دور تا دور اتاق فضاهایی برای نگهداری از وسایلی چون رادیو، تجهیزات هواشناسی، لباس‌ها و کتاب‌ها قرار داشت. داخل این فضا اجاق هم قرار گرفته بود؛ اجاقی که البته دردسرهای بسیار زیادی ایجاد کرد که در ادامه به آن ها اشاره خواهد شد. در ضمن، این مقر دو تونل داشت. طول یکی از آن‌ها 6.5 متر بود و دیگری 10.5 متر. از فضای داخل یکی از این تونل‌ها برای نگهداری گازوئیل و مواد سوختی استفاده می شد و از تونل دیگر برای نگهداری مواد غذایی و تجهیزات پزشکی. اما بگذارید برویم سراغ اجاق پردردسر این مقر که باعث شد «برد» تا پای مرگ پیش برود.
 
قرنطینه به من یاد داد با ارزش ترین دارایی انسان خانواده است
برد تمام مدت ماموریت خود را داخل اتاق سپری نکرد. به هر صورت او برای برنامه‌ای اکتشافی دست به این سفر زده بود بنابراین برخی روزها که وضعیت هوا اجازه می‌داد، او از طریق دریچه روی سقف بیرون می‌رفت اما جدای از آن او برنامه‌های دیگری هم برای خود ترتیب داده بود. کتاب خواندن و گوش دادن به موسیقی از جمله فعالیت‌هایی است که با توجه به وسایلی که با خود به مقر برد، مشخص بود که قرار است در برنامه روزانه او قرار بگیرد اما با توجه به اطلاعاتی که از این سفر به جا مانده است، می‌دانیم او در این دوران، زمان قابل‌توجهی را هم صرف فکر کردن کرده است. 18 سال بعد از این سفر اکتشافی، او برای یکی از دوستان قدیمی‌اش به مناسبت کریسمس هدیه‌ای همراه یک یادداشت فرستاد. در آن یادداشت برد نوشت: «نورمن عزیز؛ وقتی برای شش ماه در آخر دنیا و در شب‌های زمستانی و سایه تاریکی قطب در تنهایی روی یخ، قوز کرده نشسته بودم، ترجیح دادم از این فرصت برای ارزیابی ارزش‌هایم در زندگی استفاده کنم. نتیجه‌گیری نهایی من این بود که برای یک انسان ارزشمندترین چیزها خانواده و دوستانش هستند. حالا 18 سال پس از سفر به دوردست‌ها، من باز هم آن نتیجه‌گیری را تایید می‌کنم و می‌بینم ارزش دوستان قدیمی من، چه من آن ها را ببینم و چه نبینم، سال به سال افزایش یافته است... .» راستی آیا تا به حال به این موضوع که چه مواردی ارزش‌های اصلی زندگی شما هستند، فکر کرده‌اید؟

 

مسمومیت با منوکسیدکربن 
در قطب جنوب
این مقر اجاقی داشت که لوله تهویه کوچک آن تا بیرون کشیده شده بود. این سیستم وقتی درست کار می‌کرد، مشکلی نبود اما گاهی اوقات وزش باد باعث می‌شد لوله بخاری با برف پر شود. هر بار این مشکل پیش می‌آمد، برد با آب کردن برف داخل لوله، مشکل را رفع می‌کرد. اوایل او فکر می‌کرد تنها مشکل اجاق همین مسدود شدن لوله است و احتراق ناقص ناشی از آن باعث می‌شود تا گازهای سمی مستقیم از اجاق وارد خانه شود. اما بعد از مدتی مشخص شد حتی وقتی مسیر لوله باز است، باز هم این گازها داخل اتاق جمع 
می شود. برای حل مسئله گازهای سمی، برد برای ساعت‌هایی اجاق را خاموش می‌کرد و لای در را باز می‌گذاشت. این کار تا حدی جواب می‌داد تا این‌که هوا خیلی سرد شد. در تاریخ 20 می(حدود یک ماه بعد از آغاز این ماموریت) دمای هوا به منفی 24 درجه سانتی گراد رسید. در نتیجه برد ناچار شد تا در را ببندد و بخاری را روشن کند. اما با این کار تراکم گازهای سمی خیلی سریع افزایش می‌یافت. از اواخر ماه می تا آخر ماموریت(یعنی به مدت چهار ماه) برد هر روز با این گازهای سمی دست‌و‌پنجه نرم می‌کرد.
 
پرده آخر سفر و عملیات نجات
مسمومیت با گازهای سمی از جمله گاز منوکسیدکربن در اتاقک آن‌قدر شدید نبود که برد را از پا در آورد اما آن‌قدر قدرت داشت که باعث شد نیمه دوم سفرش تبدیل به شکنجه‌ای روزانه شود. او بین استنشاق گازهای سمی در هوای گرم و هوای سردی که احتمال یخ زدن را به همراه داشت، باید یکی را انتخاب می‌کرد. در نتیجه مسمومیت، وضعیت گوارش او به شدت به هم ریخته بود و تا آخر سفر حدود 27 کیلو وزن کم کرد. در اوایل زمستان، ژنراتور برق مقر از کار افتاد و ارتباط رادیویی او با پایگاه اصلی قطع شد. البته او یک رادیوی کوچک که با باتری کار می‌کرد، در اختیار داشت که با تنظیم مجدد می‌توانست از آن برای ارسال پیام استفاده کند. اما حال بد برد باعث تاخیر در انجام این کار می شد. در نهایت او توانست با تنظیم این رادیو درخواست کمک ارسال کند. 11 آگوست، چند روز بعد از رد کردن نیمه زمستان در جنوبگان بالاخره همکاران او با تراکتور و سورتمه از راه رسیدند و برد را نجات دادند. برد خاطرات خود از این سفر را در کتابی با عنوان «تنهایی» نوشته است که آن زمان به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های جهان تبدیل و این سفر نیز دستمایه ساخت بیش از 12فیلم مختلف شد.

 

4 روش سرگرمی جست و جوگران قطب برای دوران قرنطینه
شاید برای شما هم سوال باشد که اکتشاف‌گران قطب به ویژه در سفرهای نیمه اول قرن 20 که به واسطه محدودیت در رفت‌و‌آمد در آب و هوای بد، ناچار از ماندن چند ماهه در فضایی کوچک و دور از بقیه بودند، چطور در آن شرایط دوام می آوردند و روحیه خود را حفظ می‌کردند؟ نکاتی که در ادامه مطرح می‌شود، می‌تواند ایده‌هایی در این زمینه به شما بدهد؛ ایده‌هایی که از قضا برخی از آن‌ها برای این روزهای ما هم کاربرد دارد.
 
کتاب خواندن و آشپزی
از قدیم همه پایگاه‌های اقامتی در قطب، کتابخانه داشته‌اند. در این کتابخانه‌ها کتاب‌های متنوعی پیدا می‌شود؛ از کتاب‌های داستان و نمایش تا دایرةالمعارف و شعر. یکی از عناوینی که در خاطرات جست و جوگران به آن اشاره شده، کتاب برادران کارامازوف، نوشته داستایوفسکی است. البته که گاهی هم کتاب‌هایی در چنین موقعیت‌هایی مورد توجه قرار می‌گرفتند که در واقع هیچ کاربردی برای آن شرایط نداشتند. به عنوان مثال برد در خاطرات همین سفر مشهور 1934 خود نوشته: «من یک کتاب آشپزی پیدا کردم! به قدری از دیدن این کتاب هیجان زده شدم که کمی بعد، از فریاد بلند خودم از خوشحالی واقعا شرمنده شدم.» این در حالی بود که برد تنها امکان استفاده از کنسرو را در آن روزها داشت. یکی از جست و جوگران قطب هم درباره کتاب‌های شعر گفته است: «آن ها بسیار مفید بودند چرا که چیزی را در اختیار ما قرار می‌دادند تا آن را حفظ کنیم و بعد در ساعاتی که هیچ کاری نداشتیم، تکرار کنیم.» موسیقی یکی دیگر از موضوعاتی بوده که جست و جوگران از آن بهره می‌بردند. البته که وسایل پخش موسیقی با زمان فعلی تفاوت زیادی داشته و در نتیجه در برخی موارد ترجیح این بوده که در عوض پخش موسیقی، ادوات موسیقی برده شود تا آن جا با نواختن موسیقی به حفظ روحیه خود کمک کنند.
نوشتن روزنگار
نوشتن خاطرات روزانه یکی از رایج‌ترین انتخاب‌ها بین مکتشفان قطب برای سرگرم کردن خود بوده است. یکی از دلایل مهم این کار، ثبت نکات قابل توجه سفر و یافته‌های علمی بوده است اما در عین حال نوشتن این خاطرات کمک می‌کرده تا آن ها بتوانند تفاوت بین روزها را ثبت کنند و به این ترتیب از نظر روانی دچار این احساس نشوند که روزها با همدیگر «هیچ» فرقی ندارند و در نهایت این که به قول یکی از جست و جوگران: «نوشتن روزنگار در این جا یکی از معدود راه‌هایی است که انسان می‌تواند با آن هیجانات خود را تخلیه کند.»
ساخت خبرنامه
این روش سنتی قدیمی میان مکتشفان بوده است. این‌که آن‌ها در طول سفر، خبرنامه‌ ویژه خود را بسازند. در این روزنامه‌ها گزارش آب و هوا، گزارش کشفیات جدید افراد شامل دیدن دسته جدیدی از پنگوئن‌ها و ... در کنار داستان‌های کوتاه، شعر، مصاحبه، جدول کلمات و بازی با کلمات نوشته می‌شده است. نقاشی‌های طنز در کنار نقاشی‌های ظریف و دقیق هم در این روزنامه‌ها دیده می‌شود.
بازی‌های فکری و به ویژه شطرنج
در خاطرات جست و جوگران مختلف بارها به بازی‌های دسته‌جمعی اشاره شده است. یکی از محبوب‌ترین این بازی‌ها شطرنج بوده است. بورک‌گریوینک، رهبر برخی از سفرهای اکتشافی در حد فاصل 1989 تا 1900 درباره فعالیت‌های مناسب شب‌ها گفته است: «تکراری بودن شب‌های سرد و تاریک مثل یک اهریمن خزنده به ذهن افراد حمله می‌کرد. ما به این نتیجه رسیده بودیم که شطرنج و کارت‌بازی فعالیت‌هایی بسیار ارزشمند برای گذران وقت است.»
 
منابع: fastcompany.com، loc.gov، admiralbyrd.com و کتاب With Byrd at the bottom of the world 
 

 

 

17 آذر, 1399 9:36