پشت صحنه یک مدال غافلگیر کننده

 «... عزیزترینم، زیباترین لحظه، محقق شدن هدف توست اما چه کسی غیر از تو و‌ من می‌داند پشت این باور طولانی مدت و دستاوردهایش، چه راه سخت و پرفراز و نشیبی بود؟ روزهای تلخ و شیرین، روزهای دوری، ثانیه‌های دلتنگی، دقایق استرس و ساعت ‌های ترس را گذراندیم اما سرانجام ثمره‌اش را دیدیم. نه فقط در این سال که سال‌ هاست سخت تمرین کردی... سال‌هاست شب و روزت را بی‌وقفه زحمت کشیدی و بارها به‌ من درس دادی تا انگیزه و امیدم را از دست ندهم... با مدال‌ های رنگارنگت احساس شعف کردم، با پیروزی ‌هایت به خودم بالیدم و با غم ‌هایت هزار تکه شدم. با دیدنت روی سکو بهت افتخار کردم و اشک شوق ریختم...»، این ها بخشی از متن تبریکی است که همسر سجاد گنج   ‌زاده در پیج شخصی‌اش از مسیر سخت همسرش برای کسب مدال طلا گفته، تلاش‌ هایی که خیلی‌ها از آن‌ خبر ندارند. روز شنبه این هفته و در شرایطی که کاروان المپیکی ایران در تمامی رشته‌ها به کار خود پایان داده بود، گنج‌زاده کاری کرد کارستان. او بعد از چهار مبارزه سخت با رقبایی از کشورهای کانادا، آمریکا، کرواسی و عربستان، مجوز صعود به دور بعدی را به عنوان صدرنشین کسب کرد. دیدار نفسگیر نیمه ‌نهایی را هم با پیروزی پشت سر گذاشت اما مسابقه سجاد در فینال به شکل عجیبی پیش رفت و در شرایطی که او 4 بر یک از حریف عقب بود، با ضربه سهمگین کاراته‌کای عربستانی نقش بر زمین شد. بعد از دقایقی و در شرایطی که گنج‌زاده با برانکار از تاتامی بیرون رفت، داوران به دلیل خطا بودن ضربه حمدی، او را از تاتامی اخراج و گنج   ‌زاده را برنده اعلام کردند. این اولین و احتمالا آخرین حضور رشته کاراته در المپیک بود که با کسب یک مدال طلای تاریخی برای نماینده کشورمان همراه شد. به همین بهانه و در پرونده امروز زندگی ‌سلام با همسر سجاد گنج‌زاده که دخترخاله او هم هست و سال‌هاست از نزدیک، شاهد تلاش‌های این قهرمان بوده، گفت‌ و‌ گویی داشتیم که در ادامه خواهید خواند.  

از 10 سالگی وارد دنیای کاراته شد

گنج‌زاده متولد 14 دی 1370 در اسلام‌شهر تهران است، دو برادر بزرگ‌تر از خودش دارد. همسر او درباره نحوه آشنایی سجاد با کاراته و علاقه‌مند شدن به این رشته ورزشی می گوید: «راستش من از جزئیات این ماجرا، خیلی خبر ندارم اما می‌دانم از کودکی مشغول فعالیت در این رشته ورزشی بوده است. البته یک دوره کوتاهی هم بسکتبال کار کرده و مربی‌هایش خیلی از او راضی بودند اما انتخاب نهایی‌اش، کاراته بوده است. تا جایی که می‌دانم، چون برادر بزرگ ترش کاراته ‌کار می‌کرد، سجاد از این طریق با این رشته آشنا شد و بعدش هم که متوجه استعدادش در آن شد، هیچ وقت آن را رها نکرد. علاوه بر این‌ که برادرهایش در این رشته فعالیت می‌کنند، حتی پسرعموهایش هم کاراته‌کا هستند. سال 1380 که سجاد 10 ساله بود به طور جدی، تصمیم گرفت تا کاراته را به عنوان یک ورزش حرفه‌ای انتخاب کند و ادامه دهد.»

به قول خودش یک گونی مدال دارد

گنج‌زاده در 18 سالگی، اولین افتخار بین‌المللی خود را در مسابقات قهرمانی نوجوانان جهان به دست آورده است. خانم هوشیار درباره افتخارات سجاد در این رشته ورزشی می‌گوید: «در نوجوانی وارد تیم ‌ملی شد و توانست در مسابقات قهرمانی نوجوانان جهان در مراکش سال 2009 وقتی  18ساله بود، مدال نقره را به گردن بیندازد. حالا هم علاوه بر طلای المپیک توکیو 2020، به قول خودش یک گونی مدال دارد که از طلای تیمی در سال‌های 2014 برمن، 2016 لینز و  2018 مادرید بگیرید تا طلای بازی‌‌های آسیایی 2018، طلای قهرمانی جهان و ... . مدال‌هایی که برای کسب هر کدام‌شان، تلاش زیادی کرده و به تک‌تک‌شان افتخار می‌کند.»

 

بارها و بارها خسته شد اما هیچ ‌گاه ناامید نشد

«سجاد برای کسب سهمیه المپیک توکیو و حضور در این ماراتن سخت، در بیش از 20 مسابقه سنگین شرکت کرد تا بتواند با کسب سهمیه المپیک، به یکی از اصلی‌ترین آرزوهایش لباس واقعیت بپوشاند»، خانم هوشیار با این مقدمه می‌افزاید: «بعد از این‌ که سجاد آخرین مسابقه‌ انتخابی سهمیه المپیک را داد و موفق به کسب سهمیه توکیو شد، خوشحالی غیرقابل توصیفی داشت. مسیری که سجاد تا قبل از کسب مدال طلا طی کرد، فراز  و نشیب ‌های زیادی داشت. بدون اغراق به شما می‌گویم که چهار سال، خیلی سختی کشید، خسته شد، بارها و بارها به دلایل مختلف خسته شد اما هیچ‌گاه ناامید نشد. همیشه می‌گفت که تنها یک مدال در کلکسیونم کم دارم و آن هم مدال المپیک است، خدا را شکر که به این آرزویش رسید.»

3 هفته اردو، یک هفته خانه

از خانم هوشیار درباره میزان تمرینات سجاد به خصوص در این ماه‌های آخر می پرسم که می گوید: «سجاد بعد از قطعی شدن کسب سهمیه‌اش، تقریبا همه وقتش را در اردو بود. دقیق‌ترش این است که سه هفته از ماه را در اردو بود و فقط یک هفته به خانه برای استراحت می‌آمد و دوباره اردوهایش را از سر می‌گرفت. درست است که در خانه تمرین نمی‌کرد اما همه فکر و ذهنش شرکت در مسابقات المپیک، آنالیز حریف‌هایش و ... بود.»

گفت دست شکسته قوی‌ترم می‌کند

بعد از کسب مدال طلا توسط گنج‌زاده، خبری منتشر شد که او با دست شکسته و انگشت آسیب ‌دیده به توکیو رفته است. از همسرش درباره صحت و سقم این ماجرا می‌پرسم که می‌گوید: «در اردو بود که دست چپش آسیب دید و دچار شکستگی شد ولی قرار شد به هیچ کس نگوییم تا بتواند بدون دردسر برود و در مسابقات المپیک شرکت کند. دستش عمل لازم دارد و زمانی که برگردد، باید حتما عمل شود. این موضوع اصلا رسانه‌ای نشد، چون خودش این را می‌خواست. قبل از مسابقات به او گفتم که نرود چون سلامتی‌اش برای من مهم‌تر از هر چیز دیگری است اما سجاد به من گفت که نگران نباش، این دست شکسته قوی‌ترم می‌کند، نترس، می‌روم و از جانم برای کسب این مدال و افتخارآفرینی برای کشورم مایه می‌گذارم و دست پر برمی‌گردم و خدا را شکر که سربلند از این میدان بیرون آمد.»

پر از انرژی مثبت بود و مطمئن از کسب مدال در المپیک

از همسر سجاد می‌پرسم که آیا او با شما قبل از سفر به توکیو درباره امید به کسب مدال در المپیک صحبت می‌کرد یا نه؟ خودش چقدر به کسب این مدال و افتخار بزرگ امیدوار بود؟ که این ‌طور پاسخ می‌دهد: «خودش که خیلی از کسب مدال مطمئن بود. به نظرم اگر خودتان چهره سجاد را قبل از شروع مسابقه ‌هایش در المپیک می‌دیدید، متوجه می‌شدید که چقدر تشنه موفقیت بود و می‌خواست که نتیجه تلاش‌هایش را ببیند. او یک ویژگی کمتر شنیده شده هم دارد و این است که وقتی تصمیم به انجام کاری می‌گیرد، پر از انرژی مثبت می‌شود. تمام چهره سجاد، پر از انرژی مثبت و انگیزه برای جنگیدن است. من از کسب مدال توسط سجاد قبل از سفرش مطمئن اما خیلی نگرانش بودم. تمام تمرکز ورزشکاران در این رشته روی حرکات دست است و چون من از مصدومیت اش بر خلاف بقیه، مطلع بودم، اضطراب زیادی داشتم اما سجاد مدام به من می‌گفت که نگران نباش و همین جمله، من را امیدوار می‌کرد.»

در خواستگاری گفت که زندگی با من سخت است

گنج‌زاده در سال 1396 وقتی 26 ساله بود با دختر خاله‌اش ازدواج می‌کند. خانم هوشیار در این باره می‌گوید: «سجاد از زمانی که من یادم می‌آید، یک هدف خیلی بزرگ داشت و آن هم کسب مدال در المپیک بود. البته این فقط یک علاقه نبود، شب و روز برای رسیدن به این هدف تلاش کرد و همه کارهای زندگی‌اش را بر اساس همین هدف، برنامه‌ریزی کرد و شک نکنید که استحقاق کسب این مدال طلا را هم او و هم کاراته ایران داشت. البته باید قبول کرد که زندگی برای ورزشکاران متأهل شرایط متفاوت‌تری نسبت به ورزشکاران مجرد دارد. او در جلسه خواستگاری به من گفت که شرایط زندگی مان به خصوص تا پنج سال اول یعنی تا زمان برگزاری المپیک توکیو، واقعا دشوار خواهد بود. گفت شاید در خیلی از مواقع که نیاز به حضور او باشد، نتواند در کنار من باشد. بنابراین من از دیگران خیلی بیشتر به خاطر کسب این مدال خوش‌رنگ طلا خوشحال شدم، دلیلش هم این است که در این شرایط سخت، می‌دانستم چقدر برای این هدف تلاش کرده و با مصدومیت به مصاف حریفان می‌رود. »

شّم اقتصادی سجاد بالاست

گنج‌زاده در یکی از گفت ‌و‌ گوهایش از درآمد ناچیز فعالیت‌ها و کسب مدال‌هایش در کاراته گفته و این که صندوق حمایت از قهرمانان هیچ کمکی به او نکرده است. خانم هوشیار در این باره می‌گوید: «سجاد یک آدمی است که شّم اقتصادی خیلی خوبی دارد وگرنه نمی‌توانست زندگی مشترک‌مان را بچرخاند و مخارجش را مدیریت کند. او از راه‌های مختلف کسب درآمد می‌کند. به نظرم منظور سجاد در این گفت ‌و‌ گوها، بیشتر این بوده که از لحاظ ورزشی حمایت نمی‌شده و می‌دانم که این مسئله خیلی ناراحتش می‌کرد».

کمال‌گراست و دل بزرگی دارد

از خانم هوشیار درباره ویژگی‌های شخصیتی تنها مرد طلایی ایران در تاریخ رشته کاراته در المپیک می‌پرسم که با خنده می‌گوید: «من چون همسرش هستم و به او علاقه زیادی دارم، همه ویژگی‌هایش را مثبت می‌دانم اما اگر بخواهم چند موردش را به شما بگویم مثلا دل بزرگی دارد، پرتلاش است، قبل از شروع هر کاری به سرانجامش خوش‌بین است، مهربان و البته سخت‌کوش است و ... . یک ویژگی دیگرش هم این است که به شدت کمال‌گراست و در حوزه‌ای که وارد می‌شود، دوست دارد بهترین باشد و در عالی‌ترین حالت ممکن، وظیفه‌اش را انجام دهد و به هدفش برسد.»

 

در بازی فینال، مُردم و زنده شدم

سجاد در این دوره از مسابقات در وزن 75 کیلوگرم مردان بعد از پیروزی 3 بر یک برابر حریفی از کرواسی، تساوی مقابل نماینده عربستان، شکست 6 بر صفر کاراته‌کار آمریکایی و 2 بر یک کاراته‌کار کانادایی به نیمه‌نهایی رسید. در آن‌ جا هم حریف ترکیه‌ای را در یک بازی سخت از پیش رو برداشت تا به بازی آخر رسید. اتفاقات بازی فینال گنج‌زاده و حریف عربستانی را، اگر ندیده باشید، حتما شنیده‌اید. حریف با نتیجه 4 بر یک جلو بود، اما یک ضربه ناگهانی و سهمگین به صورت سجاد زد و او نقش بر زمین و با برانکار از تاتامی خارج شد. خانم هوشیار درباره حال ‌و ‌احوالش در آن لحظات می‌گوید: «وقتی آن اتفاق در مسابقه فینال رخ داد و سجاد روی زمین افتاد، خدا شاهد است که دیگر در آن لحظه، کسب مدال برایم مهم نبود. مُردم و زنده شدم، فقط داشتم دعا می‌کردم که سجاد سریع‌تر سرپا شود. آن‌ قدر از همان لحظه شروع بازی استرس، اضطراب و نگرانی داشتم که الان، شرایط و حالم در آن چند دقیقه اصلا یادم نیست. ولی در لحظه مصدومیت اش، حالم خیلی بد شد و دلم یکهو ریخت. فقط فکر می‌کردم که می‌شود چهره خندانش را روی سکو ببینم یا نه؟ سریع با یکی از همراهان تیم در توکیو تماس گرفتم تا جویای احوالش شوم. گفتند که حالش خوب است اما تا زمانی که با خودش صحبت نکردم و او را روی سکو با مدال طلا و خنده همیشگی‌اش که حاکی از لبخند رضایتش است، ندیدم، آرام نشدم.»

 

قبل از فینال گفت تنها هدفم شاد شدن مردم است

گنج‌زاده آخرین ورزشکار ایرانی در توکیو بود که روی سکو رفت و مدال طلای خود را که سومین طلای ایران در المپیک 2020 به حساب می‌آید، بر گردن آویخت تا پایان خوشی را برای خودش و کاروان ایران رقم بزند. خانم هوشیار با این توضیح که سجاد ظهر چهارشنبه به ایران برمی‌گردد، می‌گوید: «سجاد خیلی وابسته و علاقه مند به مردم است. وقتی در آخرین تماس‌مان قبل از بازی فینال با من حرف می‌زد، گفت فقط هدفم این است که این مدال را بگیرم و به مردم خوزستان که این اواخر خیلی اذیت شدند و شرایط سختی برای زندگی‌شان پیش آمد، تقدیم کنم. می‌گفت هدفم فقط این است که بتوانم ذره‌ای دل مردم کشورم را شاد کنم و حتی اگر شده برای چند دقیقه یا چند ثانیه، لبخند را روی لب مردم بنشانم. واقعا تنها دغدغه‌اش برای کسب مدال طلا همین بود که آن را به مردم عزیز خوزستان و بقیه مردم کشورش تقدیم کند.»

20 مرداد, 1400 19:49